شمس الدين محمد بن محمود آملي
11
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پنجم آنكه با ضعفا طريق رفق سپرد و هرگاه كه از مريدى مشاهده ضعف عزيمت و ارادت كند و داند كه در مخالفت نفس و ترك مألوفات عزيمتى صادق ندارد با او مدارا نمايد ، چه شايد كه به طول مدت و كثرت مخالطت با فقرا جنسيتى بيابد و بعد از آن دواعى عزيمت در او منبعث شود . ششم آنكه كلام خود را از شوايب هوى صافى دارد تا در مريد اثر منفعت آن پديد آيد . هفتم آنكه چون با مريد سخنى خواهد گفت اول به حضرت إله پردازد و از او طلب معنى كند كه متضمن فايده و صلاح حال مستمع بود تا زبان او به حق ناطق باشد و كلامش در افاده صادق . هشتم آنكه چون از مريدى بر مكروهى يا مستنكرى اطلاع يابد و خواهد كه او را بر آن توبيخى نمايد سخن بتعيين و تصريح نگويد ، بلكه طريق تعريض كنايت با جماعتى كه حاضر باشد سخنى دراندازد كه مفهوم آن بر مراد دلالت كند . نهم آنكه اسرار مريد نگاهدارد و آنچه از مكاشفات و واقعات او معلوم كند اظهار و اذاعت آن نكند بلكه مشافهه با او در خلوت تحقير آن حالت كند . دهم آنكه اگر در مريدى تقصيرى بيند همچو ترك حدمتى يا اهمال ادبى آن را از او عفو كند و برفق و مدارا و تعطف و تلطف او را بر آن خدمت و أدب تحريض كند . يازدهم آنكه به نسبت با مريد از حق حد خود نزول كند و از او توقع تعظيم و تبجيل ندارد اگر چه حق او آنست كه مريد را قيام نمودن بدان از اهم آداب اما توقع آن از او پسنديده نباشد . دوازدهم آنكه قضاى حقوق مريد كند و در حال صحت و مرض از آن تقاعد نمايد .